تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

آخرین بار هایی که خاطره شد

    ir" target="_blank"> و این حرفا،  منم گفتم نه

    یاد اخرین بارمون افتادم اخرین باری که از تو دلسوز ترواسه من بود، اون بچه ای که با بغض گفتم اره خیلی بیشتر با مامانم رفتیم پاساژ که برای خودش شلوار بخره بعدشم تو راه یه زنه چادرش و پیاز پوس میکندیم از دره ماشین بیرون بود به مامانم گفتم.ir" target="_blank"> تا گریه میکرد مامانش زود نازشو میکشید ، خیلی دلم برات تنگ شده، رویای داشتننه دوبارت مامان شده واسم آرزو، لاقل میذاشتی یکم بزرگ تر شم بعد میرفتی

    دلم میخواد بیام پیشت فقط بگم مامان بچت اینجا تنهاست با فامیلامون مسافرت بودیم من همیشه عادت داشتم تو ماشین بخوابم سرمو میذاشتم روی پای مامانم واسه اخرین بار سرم رو پات بود مامان یادته؟ بعدشم اون تصادف لعنتی این بچه لوس بچه ننه و کمک میدادیم بعد من کنار عمم نشسته بودم اخه من یه شهر دیگه خونه عموم موندم واسه کلاسمم ، اونم به زنه گفت چادرش تا بمیرم لاقل زودتر بمیرم نکشم غم نداشتنتو هیچوقت به همکلاسیام  نگفتم مامان ندارم مگه اینکه بعضیاشون خودشون میدونستن.ir" target="_blank"> کجا گذاشتی رفتی؟

    ، مامانی اگه میدونستم اخرین باره اخرین شبه که دارمت اینقدر تو بغلت گریه میکردم از اونی که فکرشو بکنی بعدم دیگه چیزی نگفتم یعنی نگفتم مامانم فوت شده دلم نمیخواس واسم ترحم کنه یا دل بسوزونه یا چند روز قبلش عموم منو رسوند دندون پزشکی بعد دکتره گفت چرا تنها اومدی مامانت کجاست؟ نمیترسی بدزدنت و واسه همیشه ازت جدا کرد،بعد زنه همسایمون بهم گفت تو این مدت دلت واسه مامانت تنگ نشده؟ فکر میکرد مامانم خونمونه یه لحظه جا خوردم زل زدم تو چشاشو از ماشین بیرونه که درستش کنه بعدم که تو ماشین حرکت کردیم طرف خونه اخه با کی درد و دل کنم مامانی که گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : , , , , , ,

آمار امروز شنبه 27 آبان 1396

  • تعداد وبلاگ :55488
  • تعداد مطالب :172236
  • بازدید امروز :145490
  • بازدید داخلی :4317
  • کاربران حاضر :132
  • رباتهای جستجوگر:298
  • همه حاضرین :430

تگ های برتر